09302033002
0

کتاب زندگی دلخواه خود را به دست آورید از ریچارد بندلر

کتاب زندگی دلخواه خود را به دست آورید از ریچارد بندلر

 

در این مقاله قصد داریم به معرفی کتاب زندگی دلخواه خود را به دست آورید با نویسندگی ریچارد بندلر یکی از بنیان گذاران علم nlp و مترجمی آقای کیوان سپانلو و  خانم لادن گنجی از انتشارات : سیمای دانش / آذر  بپردازیم.

در ادامه بخش هایی از کتاب زندگی دلخواه خود را به دست آورید از ریچارد بندلر را با هم مطالعه می کنیم.

 

ریچارد بندلر به شما کمک می کند که: هر چیزی را که می خواهید عوض کنید. به هر چیزی که می خواهید دست پیدا کنید.

ریچارد بندلر ، بنیان گذاران علم و استاد پل مکنا در جهان است و باور کنید که شما با استفاده از دانش nlp  و مدیریت ذهن nlp به هر شخصیتی که مایل باشید تبدیل می شوید. فنون nlp  پیشرفته ای که وی تجربه کرده به میلیون ها نفر از مردم جهان کمک نموده تا زندگی همراه با خشنودی را تجربه کنند و این خوشبختی در سرتاسر عمرشان همراه آنان باشد.

این کتاب قدرتمند شامل یک سری تمرینات ساده و کاربردی است که بندلر در طی ۳۰ سال گذشته کار کرده و طراحی نموده است. این فنون شما را قادر می سازد که در تمامی زمینه ها زندگی خود را بدست بگیرید و از واهمه هایی که دارید رهایی پیدا کرده و عادت کنید که در کار و زندگی خانوادگی تان موفق و خشنود باشید.

این کتاب را بخوانید زندگی شما را عوض خواهد کرد.        پل مکنا

مقدمه

مدل متا روشی است که در آن سوالاتی پرسیده می شود تا متوجه شویم افراد چگونه اطلاعات را در زمان پردازش  می کنند. این روش اصراری بر این که در گذشته چگونه اطلاعات را پردازش می کردند یا در آینده چگونه پردازش می کنند،ندارد. فقط به زمان حال کار دارد و این که چگونه افراد ترس خود را نشان می دهند و چگونه این ترس به صورت یک فعالیت در می اید؟ چگونه آن را به صورت  یک فعالیت انجام می دهند؟ و اما بهلان این که چگونه برسشان تر غلبه می کنند؟ چه قدم هایی را بعد از اینکه بر ترسشان غلبه کردند و حالشان خوب شد برداشته اند.

برخی از این افراد از سوار شدن به آسانسور می ترسیدند، برخی ترس از زنبورها داشتند. عده ای از سگها و افراد بسیاری از رانندگی هراس داشتند.افرادی از  ارتفاعات و فضاهای باز می ترسیدند. من حتی با تعداد اندکی از افراد که انزوا طلب بودند و می ترسیدند از خانه شان خارج شوندمصاحبه کردم و آنان در مدت زمان کوتاهی  مداوا شدند و قادر بودند به هر کجا بروند.

تمام این افراد پیکه جر مشترک در داستان هایشان داشتند. همه ی ان ها ترس های خود عاجر شده بودند. به خود ترسویشان نگاه کرده بودند و دیگر فکر  کردن راجع به آن چیز هایی که عمری آنان را ترسانده بود و واقعا احمقانه به نظر میرسید را متوقف کرده بودند.

جنین افرادی که همه دارای وجه مشترک بودند به من این انگیزه را داد تا اولین “راهنمای غلبه بر ترس” را طراحی کنم. این صرفا یک راهنما نبود بلکه یک درس بود. در این هنگام بود که روانپزشکی که با من کار می کرد افراد گوناگونی را پیش من برای درمان فرستاد در این صورت می توانست کاری را که طراحی کرد بودم را امتحان کنم.

من فرایند ذهنی که افراد موفق در غلبه بر ترس به کار گرفت بودند را متوجه شدم و مسئولیت نصب آن را به عهده گرفت. فرایند آموزشی افراد در فکر کردن به طور متفاوت است. فکر کردن یک فرایند منفعلانه نیست مگر این که آن را به صورت منفعلانه انجام دهید. فکر کردن در صورتی که فرایند  فعالانه است که طريقه ی تفکر شما باعث رسیدن به نتایجی بود که شما می خواهید.