09302033002
0

هیپنوتیزم کلامی یا برنامه ریزی عصبی کلامی با قدرت ضمیرناخودآگاه چیست؟

هیپنوتیزم کلامی یا برنامه ریزی عصبی کلامی چیست؟

در این مقاله برآن شدیم تا با شیوه nlp ، به توضیح و بیان هیپنوتیزم کلامی بپردازیم. امید داریم این سری مقالات برای شما دوست و همراه گرامی کمک شایانی در راستای ایجاد تغییرات سریع فردی در زندگی شخصی و اجتماعی شما داشته باشد.

آلبرت اینشتین، آزمایشی های خیالی انجام می داد؛ این عبارت به زبان ساده، شیوه ی دیگری برای توصیف توهم است. او به خلسه های عمیق فرو می رفت و تصور می کرد سوار بر یک فوتون نور شده است. چنین حالتی، حالت عادی هشیاری نمیتواند باشد. لینوس پائولینگ از این می گفت که سوار بر مولکولها، از این سو به آن سو میرفت. او برنده ی جایزه ی نوبل نیز شد. این حالت هم حالت معمولی هشیاری نیست.

پس به وضوح، مشخص است که ما توان رفتن به حالات به شدت تغییر یافته ای را داریم که در آن حالات،خلاقیت بالایی خواهیم داشت.به زبان ساده، این ها راه های جایگزینی هستند برای فکر کردن به شیوه ای غیر از حالت “معمول ” هشیاری.

برای آشنایی بیشتر با دانش nlp ، پیشنهاد می کنیم این مقاله را مطالعه کنید.

با وجود احتمالات فراوانی که این رویکرد پیش روی ما قرار می دهد وصدها سال تجربه عملی به کار گیری فن آوری خلسه که داریم، خیلی ها هنوز از هیپنوتیزم هراس دارند. یکی از دلایلش این است که هنوز افراد ناتوانی دست اندرکار اجرای آن هستند. دلیل دیگر این است که گاهی افراد وقتی درخواب مصنوعی ھستند، القائاتی را که به آنها داده می شود انجام نمی دهند.

اغلب کسانی که در مشاغل درمانی مشغول به کارند، از این ایده که ممکن است موفق نشوند، خوششان نمیاید. اگر فقط از افراد بخواهید “گفتگوی آزاد” داشته باشند و هر بار که چیزی میگویند، بپرسید که “احساستان در این باره چیست؟” دچار چنین مخاطره ای نمی شوید. مشکل چنین رویکردی این است که شما به افراد برای تغییر کردن کمکی هم نمی کنید.

این رویکردی نامنظم و غیرشفاف است؛ خیلی طول میکشد و از نظر نتیجه هم هیچ سمت و سویی ندارد.ازسوی دیگر، تعدادی از ما که به طور عمیقی و با ذهنی باز به استفاده از هیپنوتیزم متعهدیم، آمادگی مواجه شدن با چنین خطراتی را داریم. در واقع، ما میخواهیم افراد وزن کم کنند، سیگار را ترک کنند و ضمن رد شدن از روی پلی یا سوار هواپیما شدن، هراسی نداشته باشند.

ما به خود مشکل کمتر اهمیت میدهیم و موضوع با اهمیت تر برای ماه پیدا کردن .راه های متفاوت رفتار کردن است. برخی از درمان گرها افقهای دیدشان را گسترش میدهند. دست کم که آنهایی که درمان گرهای بهتری هستند و آمادگی استفاده از ابزارهای تازه را دارند؛ چرا که کم کم به فکر نتیجه ی نهایی می افتند.

برای آشنایی بیشتر با خواب مصنوعی یا هیپنوتیزم ،پیشنهاد می کنیم این مقاله را مطالعه کنید.

حتی خود کلمه ی “خواب مصنوعی ” هنوز برخی از”متخصصان” پیرو تصور عوام را برآشفته می کند،که عکس العمل تاسف بار و بی فایده ای است.من معتقدم وقت آن رسیده است که این نگاه به هیپنوتیزم را کنار بگذاریم و از آن غول نسازیم. ما در هزاره ی تازه ای زندگی می کنیم و انسان های این دوران از انسان های زمان های گذشته باهوش ترند.

انسان های این دوران راه های تازه ای برای بهتر انجام دادن کارها پیدا می کنند و با رایانه و بازیهای رایانه ایی که محال است در حالت عادی هشیاری بتوان بازی کرد، بزرگ می شوند. این بازی به حالات تغییر یافته ی قدرتمندی به وجود می آورند که در آن افراد قادرند حتی رابطه شان با فضا و زمان را هم تغییر دهند. آنها برای بازی کردن باید در تغییر زمان که از مهارت های فوق العاده پیشرفته ی مربوط به هیپنوتیزم است،مهارت زیادی کسب کنند تا بلکه بتوانندخود را با سرعت بازی هماهنگ کنند.

این به هماهنگی بیشتر اعضای حرکتی و چشم کمک می کند. اما نکته ی مهمتر این است که این بازیها بر پایه ی فناوریی ساخته شوند که قرار است از ما، انسانهای باهوش تر و سریع تری بسازد خواه با آموزش جراحی های بسیار دقیقی، خواه با به پرواز در آوردن شاتل های فضایی، ابزارهای الکترونیکی ما دارند به معنای واقعی کلمه نحوه ی فکر کردن ما را عوض میکنند.

در راستای آشنایی با دوره های مهندسی ذهن یا دوره های nlp ، پیشنهاد می کنیم این مقاله را مطالعه کنید.

یکی از قدمهای بزرگی در جهت خواب مصنوعی برداشته شد، در  زمینه ی مهندسی ذھن بود. من وقتی این زمینه را گسترش دادم،دستگاه هایی را  داخل ذهن انسان قرار دادم که در دنیای خارج وجود داشت و از آن ها با همان میزان دقت و کارآیی، کار کشیدم. پس اگر ابزار اندازه گیری دقیقی داشتید که وجود خارجی داشت. و یاد می گرفتید که درست عین همان را در ذهنتان بسازید،می توانستید توانایی های خود را به طور چشمگیری افزایش دهید.

اگر من ابزار تولید موسیقی ای دارم که می تواند شانزده ردیف موسیقی را همزمان ضبط کند، دلیلی وجود ندارد که نتوانم همانند این دستگاه را در ذهنم بسازم. به این ترتیب می توانم همان کار را به طور ذهنی انجام دهم و در حالت تغییر زمان، آن موسیقی را آنقدر “پخش کنم ” تا به ترکیب دلخواهم برسم و سپس پشت یک دستگاه واقعی بنشینم و آن آهنگ را به طور واقعی ضبط کنم.

من با این که مجبورم با سفرهای هوایی، هزاران مایل از محل کارم دور شوم، از پرواز لذت خاصی نمیبرم. به همین علت، همین که سوار هواپیما می شوم، به خلسه ی عمیق و درون خودم می روم و در زمین بازی دهنم، مشغول بازی می شوم. آن جا پر است از تمام چیزهایی که در دنیای خارج دارم، به اضافه ی مقدار زیادی تخیلات خارق العاده. برای مثال، یک دستگاه تلویزیون دارم که به من امکان میدهد هر وقت خواستم، برنامه های قدیمی را دوباره ببینم، من بهترین دستگاه پخش موسیقی در دنیا را در ذهنم دارم.

همینطور یک ارکستر یدکی و یک گروه کر که هر چیزی من بخواهم اجرا می کنند. من هیچ وقت چنین چیزهایی نداشته ام – حتی فکر داشتنشان را هم نمی کردم – تا این که یاد گرفتم به خلسه بروم و راهکارهایی را که از دیگران یاد می گرفتم، در ذهنم نصب کنیم.

 

با این احوال، باعث ناراحتی است که هنوز برخی افراد با دیده ی تردید به خواب مصنوعی یا هیپنوتیزم کلامی  می نگرند. آن هم فقط به خاطر این باور بی اساس که ” خوب نیست و نتیجه نمی دهد.” البته این افراد توضیح نمیدهند چطور چیزی که نتیجه نمیدهد ممکن است بد باشد؛ اما این باعث نمی شود مخالفت خود را کنار بگذارند.

میلتون اریکسون نایغه هیپنوتیزم کلامی ،سال ها تلاش کرد تا هیپنوتیزم را تبدیل به امری پذیرفته شده کند. او باور داشت تنها راه این است که اجرای هیپنوتیزم محدود به پزشکان و دندانپزشکان باشد. متأسفانه، این دو گروه افرادی نیستند که به طور لزوم در موقعیتی باشند که بخواهند از خواب مصنوعی یا هیپنوتیزم کلامی استفاده کنند. وقت چنین کاری را هم ندارند. به عقیده ی من، بهتر است ان ها به همراه افراد دیگری کار کنند . متخصصان القای خلسه یا هیپنوتیزم کلامی – که مریض هایشان را برایشان آماده کنند تا بتوانند به کارشان برسند.

چند سال پیش، من به گروهی از افراد که مشکل دندان داشتند، یاد دادم چطور به خلسه های عمیق بروند و درد را به طور کامل مهار کنند و سپس آن ها را برای کشیدن دندانهای آسیایشان، راهی دندانپزشک کردم. بر اساس همین موضوع، یکی از مقامات رسمی انجمن دندانپزشکان در همان زمان، گفت که تنها رویکرد مؤثر و موجود برای مواجهه با ترس از دندانپزشکی برنامه ریزی عصبی کلامی  یا هیپنوتیزم کلامی است.

پزشکان هم می توانند از علم nlp چیزهای زیادی یاد بگیرند؛ چرا که اگر از زاویه ای برنامه ریزی عصبی کلامی یا دانش nlp به خواب مصنوعی یا هیپنوتیزم کلامی نگریسته شود تبدیل به ابزار قدرتمندی می شود که می توان با استفاده از آن به نتایجی دست یافت که در حالت”عادی”هشیاری ناممکن هستن.

آنچه علم nlp  را فدرتمندمی سازد این است که به مردم یاد می دهد چطور آزادی بیشتری داشته باشند، چطور هوششان را افزایش دهند و چطور افراد  بااستعدادتری شوند.

برنامه ریزی عصبی کلامی همچنین به آنها یاد می دهد این کارها را خیلی راحت تر انجام دهند. با استفاده از این روش، نیازی نیست ساعتهای متمادی از وقت خود را صرف آمادگی و کارهای طاقت فرسا کنید.

علم nlp   از دل مطالعه ی ما روی هیپنوتیزم ، زاده شد اما در حالی که اریکسون خود را آماده می کرد که با صرف یک هزار ساعت در شخصی تغییر ایجاد کند، من می خواستم همین کار را در مدت زمان بسیار کمتری انجام دهم. من حالا میتوانم این کار را انجام دهم – و قادرم آن را به دیگران نیز یاد بدهم – چرا که با سال ها تجربه در زمینه ی هیپنوتیزم، به خوبی میدانم برای این که فردی که رویش کار می کنم راحت تر به حالت مناسب برود، رفتارم چگونه باید باشد.

بالا بردن این توانایی امر مهمی است: برای این که کاری کنید که افراد تغییر کنند، باید بتوانید رفتار خودتان را تغییر دهید. اگر میخواهی کسی را به حالت متفاوتی ببرید مانند  حالت خلسه اول باید توان انجام دادن این کار را روی خودتان داشته باشید.

یکی از راه هایی یادگیری در افراد، تقلید کردن از دیگران است. ما نام آن را “به دنبال کشیدن” می گذاریم. به خلسه رفتن، نشانه های خاص و متمایزی دارد که افراد به طور ناخودآگاه کسب و از آن  پیروی می کنند، تاجایی که خودشان هم به خلسه میروند. بنابراین، قبل از این که چنین چیزی امکان پذیر شود، کسانی که می خواهند در برنامه ریزی عصبی کلامی و هیپنوتیزم کلامی ، مهارت پیدا کنند،باید خودشان هم با حالات هیپنوتیک آشنایی پیدا کنند؛ سپس یاد بگیرند و آن را کنترل کنند.

در شرایط ایده آل، باید بتوانید به حالت خلسه وارد شوید ولی در آن غرق نشوید. هنگامی که روی شخصی دیگری کار می کنید، باید مثال زنده ای برای او باشید. همچنین باید توانایی برقراری ارتباط با او را در خود حفظ کنید.

منبع : کتاب راهنمای ایجاد تغییر با استفاده خلسه از ریچارد بندلر