09302033002
0

هیپنوتیزم چیست ؟ و قدرت یادگیری ضمیر ناخودآگاه ان ال پی چیست؟

هیپنوتیزم چیست؟ خواب مصنوعی و قدرت یادگیری ضمیرناخودآگاه nlp

در این مقاله قصد داریم برای شما دوست همراه و گرامی توضیح دهیم که هیپنوتیزم چیست ؟ قدرت یادگیری ضمیرناخودآگاه nlp چیست؟ تبدیل شدن به متخصص هیپنوتیزم چیست ؟ مهارت با اهمیتی است که باید پرورش داده شود. این که آن را خواب مصنوعی ” ” تمرکز عمیق” یا “حالت تغییر یافته ” بنامید تفاوتی در اصل موضوع ندارد. بخش مهم آن است که یاد بگیرید چطور حالت هشیاری تان را کنترل کنید .

همینطور حالات افرادی که نزد شما می آیند تا کمکشان کنید وبتوانید ابزاری قدرتمند برای مهار توانایی یادگیری به دست بیاورید. ما این توانایی را داریم که مهارتهای خود را پرورش دهیم. برای مثال، اگر یاد بگیریم تا از دستهایمان بهتراستفاده کنیم، با آنها کارهای دقیق تری میتوانیم انجام دهیم. برخی هنرمندان آنچنان کنترل دقیقی روی دستهایشان دارند که میتوانند یک منظرهای کامل را روی ته یک پونز بکشند.

من نمی توانم این کار را بکنم، برای این که آن میزان کنترل را در خودم پرورش نداده ام. نوازنده هایی هستند که پشت پیانو، کنترل فوق العاده ای روی انگشتان خود دارند.من تا اندازه ای می توانم پیانو بزنم و اگر به گام های موسیقی و تمرین توجه بیشتری کنم میتوانم نوازنده ی بهتری  بشوم.این موضوع درباره ی حالت هشیاری شما هم صدق می کند، قرار دادن خود در حالتی برای تمرکز عمیق باید مانند نفس کشیدن تبدیل به مهارتی طبیعی شود.

برای اطلاعات بیشتر درباره هیپنوتیزم چیست ؟

افراد گاهی پیرامون تفاوتهای هیپنوتیزم و تمرکز عمیق، دچار سردرگمی می شوند. نظر من این است که این دو حالتهای بسیار مشابهی هستند: به استثنای این که خواب مصنوعی جهت دار است، یعنی پیش از آن که شروع کنید نتیجه ی خاصی را مد نظر دارید، در حالی که تمرکز عمیق از لحاظ شکل ظاهری آزادتر است.

خود من، وقتی به هیپنوتیزم می روم، می خواهم کاری انجام دهم، دوست دارم بدانم کی به این حالت وارد و کی از آن خارج می شوم و میخواهم بدانم وقتی در این حالت قرار دارم، چه کاری انجام می دهم، تمرکز عمیق برای من به اندازه ی کافی جهت دار نیست؛ اما این امری شخصی و سلیقه ای است. اگر می خواهید با هیپنوتیزم کردن خودتان به هدفی دست یابید، پیش از آن که شروع کنید؛ برای آن برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه می کنید.

وقتی دیگران را هیپنوتیزم می کنید – در واقع، هر زمان که با کسی دیگری مشغول گفتگو هستید، حتی وقتی فقط دارید خاطرهای خوب برای او تعریف می کنید سعی تان بر این است که حالت خاصی را به آنها القا کنید. شما در حال استفاده از تصاویر و احساسات و توصیفات کلامی هستید و اگر موفق شوید ارتباط موثری برقرار کنید، حالتی متفاوت در آنها به وجود خواهید آورد.

دانستن ظرایف این کار و انجام دادن دقیق آن، چیزی است که از که یک فرد، هیپنوتیزم کننده ی خوب میسازد. البته همه ی کسانی که در زمینه هیپنوتیزم شروع به فعالیت میکنند، هیپنوتیزم کننده های خوبی نیستند. این یکی از اولین چیزهایی  است که وقتی شروع به مطالعه در این زمینه کردم فهمیدم.

برای مثال به موردی برخوردم که پیش از این با عنوان “مقیاس هیپنوتیزم پذیری” ذکر کرده بودم و به منظور”هیپنوتیزم پذیری” افراد طراحی شده بود. به نظر من این مقیاس، ناتوانی  هیپنوتیزم کننده را اندازه می گرفت. نه هیپنوتیزم پذیری شخصی را که هیپنوتیزم می شد٠ من سال ها پیش به آزمایشگاه ارنست هیلگارد رفتم و آنجا به من این که بعضی از آدمها مقیاسشان صفر است؛ یعنی هیپنوتیزم رویشان به کلی بی اثراست.

درحالی که بعضی دیگر درجه ی خیلی بالایی از هیپنوتیزم پذیری دارند؛ یعنی قادرند توهمات ایجابی و دیگر پدیده های”پیشرفته “ی مربوط به هیپنوتیزم را انجام دهند. ما می دانیم که همه ی به اصطلاح پدیده های وابسته به هیپنوتیزم یاد زدودگی،بیهوشی جمود خلسه ای عضلات بازو، توهمات ایجابی و انکاری وغیرہ  را می توان در حالت معمولی هشیاری مشاهده کرد؛ که چنین امری این معیار را پوچ و بی معنا می کند.

تاکنون چند بار درمورد کلیدهای تان دچار توهم انکاری شده اید؛ آنها را روی میز می گذارید اما وقتی سراغشان می آیید، آن ها را نمی بینید؛ تا این که کس دیگری به  وضوح آنها را به شما نشان می دهد. آزمایش های خواب مصنوعی هم به طور تقریبی به این شیوه پیش.می رفتند. محققان درحالیکه افراد آنجا نشسته بودندو گوش می دادند،نوار ضبط شده ای را پخش می کردند. آن اندازه که افراد، به ظاهر به حالتی متفاوت وارد می شدند و از خود،پدیده های مربوط به  هیپنوتیزم بروز می دادند و معیار سنجش هیپنوتیزم پذیری آنها قرار میگرفت.

ما در این مقاله قصد داریم توضیح دهیم که  هیپنوتیزم چیست ؟ چه کاربردهایی می تواند در زندگی روزانه شخصی و اجتماعی می تواند داشته باشد

مشکل آنجا بود که روی نوار، حتی القای هیپنوتیک خوبی هم ضبط نشده بود. لحن آن بسیار یکنواخت بود و هیچ خلاقیتی در آن دیده  نمی شد و آن طور که به چشم من آمد، ماجرا چنین بود که فقط افراد خیلی کمی قادر بودند از فرط ملالت و حوصله سررفتگی محض ، به خلسه فرو بروند.

من می توانستم القای هیپنوتیکی روی همان نوار بگذارم و افراد بیشتری را به خواب مصنوعی فرو ببرم:اما هنوز که هنوز است، مقیاس هیلگارد، به طور رسمی، اعتبار شایان توجهی دارد و از نظر علمی مورد قبول است.

این عقیده که برای بردن شخصی به خلسه باید از لحنی یکنواخت بهره برد، یکی از اساسی ترین موضوع ها در چنین رویکردی نسبت به خواب مصنوعی است. به نظر محققان، این مسأله با القای هیپنوتیزم هماهنگی دارد. اما حقیقت این است که شما زمانی با لحنی یکنواخت صحبت می کنید که قصد دارید به گونه ای ناهماهنگ و نامتعارف حرف بزنید. اگر به شکلی عادی، هماهنگ و آرام صحبت کنید و هنگام دستور دادن، آهنگ صدایتان را پایین بیاورید، بیشتر روی افراد تأثیر می گذارید.

چنین عقیده هایی شرایطی به وجود آوردند که باعث شد توان رسیدن به بعضی چیزها فقط به عده ای معدودی نسبت داده شود. به همین دلیل است که و هیپنوتیزم  در ابتدا برای چیزهای ساده ای نظیر وزن کم کردن و ترک سیگار به کار گرفته می شد. درمان گرها  ابزار لازم برای دست و پنجه نرم کردن با مشکلات بزرگتر را در اختیار نداشتند.

 

در نقطه ی مقابل، اگر شما به عنوان یک روان پزشک آموزش دیده باشيد، یاد گرفته اید برای حل مشکلات احساسی دارو تجویز کنید. اگر روان شناس بودید، شاید کمی ھم درباره ی شرطی سازی درمان اجتنابی فرا می گرفتید تا بتوانید مراجعانتان را در معرض استعمال سیگار قرار دهید و به آنها شوک الکتریکی بدهید تا آنها را از سیگار کشیدن باز دارید. شاید هم به شما یاد داده باشند برای تغییر رفتار باید افراد را وادار کنید تفکرشان را به چالش بکشند.

مشکل اینجاست که به زبان ساده، به شما یاد نمیدادند چطور به مراجعانتان کمک کنید تا متفاوت بیندیشند،احساسشان راعوض کنند،براعتیادهای جسمانی خود غلبه کنند یا این که در عمل، چطور رفتار کنند. برای مثال، چطور تجربیات تلخ خود را از ذهن بزدایند تا مجبور نباشند. گذشته شان هر روز زندگی کنند تاآنجا که در عمل،ازکار بیفتند.

درواقع، به روانشناس ها هیچ وقت یاد نمیدهند که چنین کارهایی هم امکان پذیر است. از آنجاکه چنین الگویی وجود نداشت ، مجبور بود هم برای انجام دادن این کار،همه ی ابزارهای لازم را از صفر ایجاد کنم. من این کار را از طریق فرایند ساده و منطقی پیدا کردن کسانی انجام دادم که از قبل، به چیزی که میخواست روی آن تحقیق کنم، دست پیدا کرده بودند.افرادی را پیدا کردم که به طور “همزمان”، از تجربیات ناگوار خاصی بهبود پیدا کرده بودند و سپس دقت کردم تا دریابیم که کجای کارشان را نسبت به کسانی که بر مشکل روحی غلبه نکرده بودند، متفاوت انجام داده اند.

خواب مصنوعی (یا هیپنوتیزم چیست ؟)ابزار مفیدی از آب درآمد.همین که راهکارهای تازہ تر و بہتری می ساختم، القای خواب مصنوعی و نصب این راهکارها در حالت خلسه، ایده ی خوبی به نظر می امد. حقیقت این است که ما در حالت هیپنوتیزم، از حالت عادی هشیاری بهتر یاد می گیریم. اگر چنین چیزی درست نبود، همه ی ما باید یاد می گرفتیم تا در همه حال، مشکلاتمان را فقط با فکر کردن به ان ها حل کنیم.

بنابراین، خواب مصنوعی را میتوان حالتی برای یادگیری دانست که در آن می توانیم فکر کردنمان را بهینه و راهکارهای خود را تصحیح کنیم. البته این امر گاهی به طور خودکار انجام میشود. عده ی بسیاری متوجه شده اند که ایده های بديع و راه حل های مشکلاتشان هنگام خواب به ذهنشان رسیده است و یا وقتی که به حالت آرامش یا تمرکز عمیق فرو رفته بوده اند.

 

منبع : کتاب راهنمای ایجاد تغییر با استفاده از خلسه از ریچارد بندلر

لازم به یادآوری است با تحقیقات و تلاش های بنیان گذاران nlp ، نگرش جدیدی در هیپنوتیزم ، با نام هیپنوتیزم اریکسونی به دنیا ارائه شد. بنیان گذاران nlp با الگوبرداری از تکنیک های کلامی نابغه هیپنوتیزم قرن،هیپنوتیزم کلامی و اریکسونی سریع را به روان درمانگران ارائه کردند که گامی بس بزرگ در دنیای هیپنوتیزم بود. برای آشنایی با هیپنوتیزم اریکسونی،پیشنهاد می کنیم این مقاله را مطالعه کنید.

اکنون  می دانید هیپنوتیزم چیست ؟ چه تاثیری در زندگی ما میتواند داشته باشد. برنامه ریزی ضمیرناخوداگاه nlp چیست ؟ برای یادگیری nlp به صورت استاندارد و آکادمیک با ثبت نام در دوره های حضوری nlp بردارید.